نگاهی به سازهای ابداعی در شهر قزوین
گلبانگ سربلندی از این کمان توان زد
پروژه قزوین گردی من، پایان خوشی داشت. چند ساعتی به حرکت قطار مانده بود و در خیابان سپه (نخستین خیابان ایران) حوالی مسجد جامع کبیر این شهر پرسه میزدم که یادم آمد آبانبار حکیم یا همان کارگاه ساخت سازهای ابداعی، خیلی نزدیک است. گفتم سری به هنرمند گرامی سیفالله شکری بزنم و چه خوش گذشت این دیدار دو ساعته برای هر دوی ما و اینک امیدوارم برای شما خوانندگان گرامی هم خوش بگذرد. پیش از این ...

برچسبها: ني هاي ابداعي, سيف الله شكري, ني هفت بند با 9 سوراخ
ادامه مطلب...
|
انتخاب نی نوازان » عنوان نظرسنجی: انتخاب نی نوازان | ||||||||||||||||||||
|
(این نظر سنجی بدون در نظر گرفتن استاد حسن کسایی استاد مسلم نی نوازی صورت گرفته است) ![]() ازنظرشما بهترین نی نواز ایران از بین افراد زیر کیست؟
نفرات به ترتیب آرا:
|
با تشکر از تمامی عزیزانی که در این نظر سنجی شرکت کردند
هفته معلم را به تمام فرهنگيان عزيز و زحمتكش تبريك ميگم .
اين غزل را كه سال گذشته سرودم تقديم مي كنم به همه معلمانم بطور ويژه به جناب آقاي حاج اصغر حصيري -معلم كلاس سوم دبستانم - كه با عشق و علاقه به ما مي آموخت دوست داشتن ، عشق و زندگي را .
فرازهايي از غزل به جنگ و جبهه اشاره دارد ، كه براي من و همكلاسي هايم خاطرات روزهايي كه ايشان تازه از جبهه برگشته و جانباز شده بود را زنده مي كند . يادم هست گروه سرود و تئاتر تشكيل مي داد و مشوق ما در كارهاي هنري بود . يك گروه تئاتر دو نفره تشكيل دادند كه من و يكي از دوستانم كار مي كرديم ، كه بي كلام بود با موضوع جبهه ، دوتا رزمنده كه مين خنثي مي كردن و در آخر توي ميدان مين شهيد ميشدن ، ما آن را در جمع چندهزار نفري در يك اردوي بسيج اجرا كرديم كلي تشويق شديم و جايزه گرفتيم . بعد از آن من از تمام شخصيتهاي تلويزيون تقليد مي كردم . مثلا تا مدتها به من چارلي چاپلين ميگفتن و تا هنوز هم مدير مدرسه مرا مي بيند ياد آن روزها مي كند .
يادم هست هميشه نقاشي هايم بيست ميشد و ايشان كارهاي مرا در تابلو مدرسه نصب مي كرد . بي شك اگر در مقاطع بالاتر معلمان مثل ايشان عمل مي كردند شخصا در زمينه هنري جايگاه خوبي داشتم . كه البته الان هم ناشكر نيستم . الان خودم هم فرهنگي هستم كه فقط يكسال تدريس كردم و خاطرات خوبي از اين دوران دارم و فعلا در قسمت اداري خدمت مي كنم . و حالا بفرمائيد غزل :
آمد مرا از خلوتي يكبــــاره پـر كــرد
از عطر لبخند خدا همــــواره پر كرد
با خاطراتي زخمي و با سرفه اي خشك
از زوزه هاي تركش و خمپاره پر كرد
با اتفاقي مهربــــــــان در چشمهايش
خواب مرا از نغمه ي گهـواره پر كرد
لبخنــد زد با اين تلاوت ناگهــــــاني
گوش مـرا از آيه از سي پاره پر كـرد
ديدم دلش در امتــــداد عشق مي رفت
جــام مرا از شوق آن ميخواره پر كرد
دست از غزلهايش كشيد وقصه پرداخت
شعــــر مرا از واژه هاي پاره پر كرد
تفهيم مهـــر و عاطفــه در درسهـايش
مشق مـرا از كــــودك آواره پر كرد
مي خواست عمـري در خيالم زنده باشد
ذهن مرا از يـاد خود صدباره پر كرد
سال ۱۳۸۴ بود و يك سالي از ورودم به دنياي اينترنت مي گذشت ، از طريق يكي از همكارانم با بلاگفا آشنا شدم بلافاصله اقدام به ساخت وبلاگ كردم و اولين مطلب در خصوص بردخون شهرم نوشم درست يادم نيست عنوانش چي بود چند روز گذشت كه يوزر پسوردش هم يادم رفت ، و در واقع اولين وبلاگم را فراموش كردم و تصميم به ساخت يك وبلاگ درست حسابي گرفتم كه قصد داشتم در خصوص ادبيات و موسيقي بنويسم و يه جورايي تخصصي باشه .
كلي فكر كردم عنوانش چي باشه . و آخرش "مشق هاي خط خطي" انتخاب كردم و شروع به نوشتن اولين پستم را درست همين روز يعني 24/12/84 نوشتم دوتا شعر يكي از اخوان ثالث و يكي از سهراب به دوستانم خبر دادم و شروع به تبادل لينك و نظر دادن كردم و ...
در مدت ۸ماه اول مطالب متنوع زيادي نوشتم و همچنين دوستان زيادي پيدا كردم و خيلي برايم جذاب بود نظرات در وبلاگها خيلي خواندني مي شد و گاهي به كل كل مي كشيد . تا اينكه تصميم گرفتم رويه وبلاگ رو تخصصي تر كنم و از حالت وبلاگهاي شلغم شوربا كه از هر دري سخني مي نويسن در بياد و مخاطباي خاص داشته باشم . بنابراين از آذر ماه 85 تصميم گرفتم اول عنوان وبلاگ را با توجه به اينكه هدف اولويت اول موسيقي و بعد شعر بود تغيير بدم ، كه عنوان وبلاگ شد " ني نامــه " و مطالب هم به سمت موسيقي و بخصوص ني نوازي رفت كه دغدغه فكري و مشغوليت خودم بود . در ادامه قالب وبلاگ هم تغيير كرد و شد همين قالب كه الان مي بينيد ، با بيت زيبايي از " استاد شهريار " يك مقاله زيبا و جامع در خصوص استاد جانسوز دادبه به عنوان اولين مطلب تخصصي موسقي پس از چند ماه تحقيق روي وبلاگ قرار گرفت و فعاليت جديد كليد خورد . در زمينه موسيقي هم با دوستان جديد آشنا شدم تبادل لينك هاي جديد شروع شد و خيلي چيزا در زمينه موسيقي ياد گرفتم .
الان حدود يكسال هست كه تصميم گرفتم گاهي اوقات سروده هاي خودم هم تو وبلاگ بذارم و در اين زمينه هم فعاليت جديدي شروع شد و دوستان جديدي پيدا كردم . الان ۶ سال است كه وبلاگ نويسي ادامه دارد ، هر چند گاهي اوقات تا ۳ يا ۴ ماه ميشد كه چيزي نمي نوشتم ولي وبلاگ را كه در واقع الان فقط يك وبلاگ نيست بلكه يك دوست هست رها نكردم . اميدوارم بتونم مثل قبل وبلاگ را فعال نگهدارم .
در آخر سال نو باستاني را به همه ايرانيان و دوستانم تبريك ميگم و آرزوي خوبي و سربلندي دارم . ادامه يك غزل از خودم با عنوان " خليج هميشه فارس "را به مناسبت ۱۸ اسفندماه روز بوشهر" گنجينه خليج فارس " تقديم مي كنم به همه ايرانيان بخصوص ساحل نشينان و هم استاني هاي خونگرم ، دوست داشتني و عزيزم .
"خليج هميشه فارس "
اي نام تو پيچيــــــده به نام وطـــــــــن تو
عشق تو تنيــــــده به دل مــــــرد و زن تو
اشك آمده با شوق تو از چشم و دل مــا
تا بر لــــــب امواج نشستــه سخـــــن تو
صد شــور و حماسه به دلت جاي گرفته
از خـــــون جوانان شـده رنگين بــــدن تو
بر قامت نيلـــــي تو چشــــــمم نگــذارم
تا خـــوار و زبــــــون باد دل اهرمــــن تـــو
ما عاشـــق توئيم و توئي شيفته ي مــا
اين است به ساحل سرو جان كوفتن تو
پر مي شود از شوكت زيباي تو ســـاحل
آن لحظه ي مواج و خروشــــان شدن تو
تا خون به رگم باشد و باشم به ســـر پا
هرگز كه به بيگانـــــه نبخشم لجــــن تو
سراينده : قاسم بحراني









