در این پست می خواهم به معرفی یکی از اساتید بزرگ منطقه خودمان ( دشتی ) بپردازم که به گمان خودم خیلی ها هنوز این استاد بزرگ را نمی شناسند . او کسی نیست جزاستاد دادبه .

استاد غلامرضا دادبه (جانسوز )
یکی از مصاحبه های استاد شجریان
تاثير گذارترين فرد در زندگي من استاد دادبه بود او مرا دگرگون کرد و حتي در شخصيت هنري من اثر شگرفي داشت.
من هشت سال با ايشان در شيوه دشتستاني کار کردم.
ولي آنچه که براي من ارزش دارد فکر و انديشه اين مرد بزرگ بود و شايد مهمترين بخش زندگي هنري من آشنايي با ايشان است و ايشان خيلي بيشتر از پدرم در من اثر گذاشت.
روی ادامه مطلب کلیک کنید و ادامه آن را بخوانید .
ادامه مطلب...
سلام دوستان شرمنده به خاطر وقفه ای که داشتم و نتونستم چیزی بنویسم ولی خوب الان برگشتم و اگه بتونم مرتب بنویسم .
این پست دوتا از آثار خواننده معروف سیدعلی اکبر گلپایگانی (گلپا ) نوشتم . امیدوارم خوشتون بیاد .شاید بعدا یه چیزایی بطور تخصصی در موردموسیقی نوشتم البته اگه مورداستقبال قرارگرفت .
( این هم تصویری از گلپا مرد حنجره طلایی )
برای آشنایی بیشتر با استاد به این آدرسها مراجعه کنید.
http://www.avayegolpa.blogfa.com/post-11.aspx
==========================
تصنیف : من تو را آسان نیاوردم بدست :
ای از عشق پاک من همیشه مست
من تو را آسان نیاوردم به دست
من تو را آسان نیاوردم به دست
بارها این کودک احساس من
زیرِ باران های اشک من نشست
من تو را آسان نیاوردم به دست
در دل آتش نشستن کار آسانی نبود
راه را بر اشک بستن کار آسانی نبود
با غروری هم قد و بالای بامِ آسمان
بارها در خود شکستن کار آسانی نبود
بارها این دل به جرم عاشقی
زیرِ سنگینی بارِ غم شکست
من تو را آسان نیاوردم به دست
در به دست آوردنت بردباری ها شده
بی قراری ها شده شب زنده داری هاشده
در به دست آوردنت پایداری ها شده
با ظلم و جور روزگار سازگاری ها شده
ای از عشق پاک من همیشه مست
من تو را آسان نیاوردم به دست
من تو را آسان نیاوردم به دست
بارها این کودک احساس من
زیرِ باران های اشک من نشست
من تو را آسان نیاوردم به دست
========================================
آواز و تصنیف : آهسته آهسته
آهسته ميايي آهسته آهسته * آهسته ميايي آهسته آهسته
انگار گامت را دست زمان بسته
آهسته ميايي از آن عقيق سبز * آهسته ميايي از آن عقيق سبز
با يک جهان آواز خاموش و دل خسته
نشکفته بعد از تو آيينه در چشمم
پيداست عهدش را با تو نشکسته
گل ميکند خورشيد از پلک نمناکت * وقتی تو ميايي در خوابم آهسته
گل ميکند خورشيد از پلک نمناکت * وقتی تو ميايي در خوابم آهسته
همراه من هستی در خواب و بيداری
همراه تو هستم چون سايه پيوسته *همراه تو هستم چون سايه پيوسته
***********************************************
تنگ غروب آن روز وقتی که می رفتم
تو گریه می کردی آهسته آهسته
گفتی مگو هرگز حرف خداحافظ
من بی تو می میرم آهسته آهسته
گفتی تو به من برگ گلی عطر بهارانی
در دشت کویر دل من نعمت بارانی
فریاد تمنای منی وقت پشیمانی
عطر نفسی در قفس سینه تو پنهانی
در آسمان تن زد عطر بی مهری
آمد نم باران آهسته آهسته
شد نوبهاران طی آمد خزان از پی
هر ماه من شد دی آهسته آهسته
پیوند ما پیوند عشقی جاودانی بود
حرف و حدیث ما کلام مهربانی بود
گفتی به من تا زنده هستم با تو می مانم
نفرین به تو عشقت فریبی ناگهانی بود





