حسن كسائي

                                                                          

kassai3(4).jpg

مدتی است که بدلیل مشکلاتی ( گران شدن نرخ اینترنت در منطقه ما که از ساعتی ۱۰۰ تومان به ۱۵۰۰ تومان شکر خدا رشد داشته و سرعت آن هم به همین نسبت پایین امد باز هم خدا را شکر )که داشتم نتوانستم مطلب جدیدی بنویسم و برای اینکه وبلاگ به حالت تعطیل درنیاید قسمتی از کتاب  « از موسیقی تا سکوت » استاد کسایی را آوردم . که البته بی دلیل نیست و بیانگر سختی هایی است که خودم در راه آموزش نی می کشم و با آن دست و پنجه نرم می کنم :

براي رسيدن به اين مختصر، خون دل‌ها خورده‌ام، سختي‌ها كشيده‌ام وسرزنش‌ها شنيده‌ام. درنواجواني وجواني گاهي شب‌ها كنار نهرهاي اصفهان، دربيشه‌ها و دنبال رودخانة زاينده رود تا سپيدة صبح با صداي بلند، ني مي‌زدم وانعكاس صدايش را مي‌شنيدم. گاهي هم درِ خانه‌اي باز مي‌شد، آقا يا خانمي با حالت پرخاش سرزنشم مي‌كرد و از آن‌جا مي‌راندم. چقدر خاك ارّه خوردن، چقدر تحمل بوي ني سوخته، چقدر دميدن در ني، چقدر مرارت، چقدر انديشيدن روي لحظه لحظة موسيقي...؟

شايد اگر فوت‌هايي كه در ني كرده‌ام، يك‌جا جمع شود (يعني شصت سال فوت كردن درني)، اصفهان را باد ببرد! اما آن زحمات در«ني» و« سه تار» وحفظ كردن شخصيت هنري،‌امروز براي من درجامعة خودمان وحتي در خارج از كشور، احترام و اعتباري خاص به ارمغان آورده كه برايم پاداشي بس گرانبهاست وبه قول حافظ:

گرية شام و سحر، شكر كه ضايع نگشت

 

قطرة باران ما گوهر يكدانه شد

برگرفته از كتاب« از موسيقي تا سكوت»