يكي ديگر از سازهايي كه در مراسم سماع درويشان نقش اساسي دارد، قدوم است. قدوم‌سازي از خانواده آلات موسيقي كوبه‌اي است كه شبيه به كوس ولي از آن كوچك‌تر است. در خانقاه‌ها قدوم را به صورت جفت و با زخمه‌هاي چوبي روي پوست آن مي‌نوازند. در تركيه كاسه سمت راست نوازنده را «ساق قدوم» و كاسه سمت چپ را س‍ُل قدوم مي‌نامند. كاسه سمت چپ صداي ت‍ِك‌ْ و سمت راستي صداي دام مي‌دهد. اين ساز يكي از سازهاي مبهم و رايج درويشان در سماع است كه درباره نقش آن در مراسم سماع بعداً صحبت خواهيم كرد.
رباب هم ساز ديگر اين مراسم صوفيانه است. رباب در طي سالها اشكال مختلفي پيدا كرده و در هر ناحيه به يك شكل خاص نواخته مي‌شده است. اما ربابي كه در حال حاضر در مراسم سماع استفاده مي‌شود، تقريباً شبيه به كمانچه است. چون در زير آن قطعه فلزي منحني‌شكل قرار داده‌اند كه نوازنده آن را روي پاي خود مي‌گذارد و با آرشه مي‌نوازد. درحالي‌كه در شرق ايران، رباب با زخمه نواخته مي‌شود و ساختمان ظاهري آن يك محفظه چوبي به طول 74 سانتي‌متر و عمق 23 سانتي‌متر است كه بخش پهن آن هجده سانتي‌متر قطر دارد و خرك ساز روي آن قرار مي‌گيرد. روي محفظة چوبي ساز پوست كشيده شده و بخش باريك آن به گوشي‌‌هاي ساز وصل مي‌شود و پوششي از چوب دارد. بنابراين رباب سماع كاملاً متفاوت از رباب رايج است. مولانا و پدرش هر دو رباب مي‌نواختند. علاقه مولانا به ني و رباب تا آن حد بود كه حتي در حال وضو گرفتن نيز بانگ رباب قونيه را پر مي‌كرد.3
دف نيز از مهم‌ترين آلات موسيقي سماع است. دف دايره‌اي است كه روي آن با پوست دباغي‌شده بز، آهو، گوسفند و ... پوشانده شده. اين ساز از خانواده آلات موسيقي كوبه‌اي است و اختلاف آن با ساز دايره اين است كه حلقه‌هاي دف خارج از قاب دف قرار گرفته‌اند؛ در صورتي ‌كه در دايره، حلقه‌ها روي صفحه دروني چنبر يا دوره دف متصل شده‌اند.4
در مراسم سماع اين دوره بيشتر از ني، قدوم، رباب و دف براي به وجد آوردن دراويش استفاده مي‌شود و ساير سازها گاه در برخي موارد مورد استفاده قرار مي‌گيرند.
كاربرد سازها در سماع
در ابتداي مراسم درويشي وارد سماع‌خانه شده و يك تخته پوست قرمزرنگ مقابل جايگاه مطربان پهن مي‌كند. (مولويان نوازندگان را مطرب مي‌نامند.) پوست قرمز نمادي از شمس تبريزي است كه اختصاص به شيخ دارد. شيخ را پوست‌نشين مي‌گويند. اشعار به زبان فارسي و تركي توسط آيين‌خوانان خوانده مي‌شود و گروه در پايان هر شعر مي‌خوانند «صلي الله علي محمد صلي الله عليك احمد»
اما مراسم سماع صوفيه ابتدا با نعت و ستايش حضرت رسول اكرم (ص) آغاز و در قسمت دوم قدوم نواخته مي‌شود. جلال‌الدين چلبي يكي از نوادگان مولانا قدوم را نمادي از آيه «كن فيكون» خوانده و آن آيه را مبدأ خلقت عالم از طرف ذات لايزال خداوند تبارك و تعالي مي‌داند.5
در قسمت سوم، ني، كه از نظر دراويش جلوه‌اي از صور اسرافيل است، نواخته مي‌شود.
از اين قسمت، سلام‌ها شروع مي‌شوند كه هر كدام معني خاصي دارند. قبل از سلام اول، دور گردش حلقه‌وار به دور مركز سماع‌خانه انجام مي‌شود. در اين گردش‌ها شيخ يا پوست‌نشين در جلو و سماع‌كنندگان به دنبال او در يك خط به طور آهنگين و هماهنگ با نواي موسيقي به دور صحنه سماع‌خانه مي‌چرخند كه اين سلام را به احترام پسر بزرگ مولانا سلطان ولد، دور ولدي مي‌گويند. اين سلام همراه آواي دف و ني و قدوم است.
سلام اول با بوسيدن دست شيخ و رخصت گرفتن از او آغاز مي‌شود كه نمادي از تولد دوباره براي درك عظمت پروردگار است.
سلام دوم به معناي خروج انسان از حيرت و رجوعش به محبت و فدا كردن عقل در راه و محراب عشق است كه سماع‌كننده را به اوج و جذبه مي‌رساند.
سلام سوم دراويش به معناي بازگشت سماع‌كننده از معراج روحاني و تسليم و عبوديت او در مقابل خداوند يكتا و پيامبر بي‌همتا و كتاب كريم اوست و مثل سلام دوم با ريتم سنگين موسيقي همراه است.
در سلام چهارم، سماع‌كننده به پيروي از اولياي خدا، خودخواهي را در نفس خود مي‌كشد و در حال و ذوق و وجد، در معشوق فنا مي‌شود. در پايان سلام چهارم، موسيقي آرام مي‌شود.
اما تمام سلام‌ها با موسيقي همراه است. به طور مثال بعد از نعت پيامبر، ني‌زن‌باشي كه رهبر ني‌نوازان است، تك‌نوازي مي‌كند. پس از آن ساير ني‌زنها با ني‌زن هم‌نواز شده و قدوم‌زن نيز با ضربه‌هاي كوتاه و مقطع بر طبلك‌ها، نواي ني را همراه مي‌كند.
بعد از اين هم‌نوازي، شيخ و سماع‌كنندگان بر زمين بوسه زده و دو كف دست را به شدت به زمين كوبيده و از جا بلند مي‌شوند. بعد از آنكه همراهي نوازندگان ني و قدوم به پايان مي‌رسد، دوباره ني‌زن‌باشي با اشاره‌اي به مطربان مي‌گويد كه نواختن پيشرو را، كه ظاهراً همان پيش‌درآمد در موسيقي ايراني است، آغاز كنند.
سپس با آهنگ ضربي قدوم، سماع‌زن‌ها دور ولدي را، كه پيش از اين دربارة آن صحبت شد، انجام مي‌دهند كه اين دور ولدي آداب خاص خود را دارد.
سلام اول با آهنگي به نام «بيات آيين شريف» خوانده مي‌شود. البته مولويان مجموع شعر و موسيقي سماع را آيين شريف مي‌نامند. بعد از اين، چرخ زدن با اجازه شيخ پوست‌نشين شروع مي‌شود. هنگام چرخ زدن، سماع‌كنندگان اسم جلاله «الله» را هماهنگ با نواي ني، قدوم و تنبور مي‌خوانند.
در سلام دوم موسيقي با وزن سنگين شروع شده، اوج گرفته و دوباره آرام مي‌شود. درويشان نيز كندي و تندي حركات خود را با نواي موسيقي هماهنگ مي‌كنند. قدوم‌زن هماهنگي ريتم آهنگ با چرخ درويشان را به عهده دارد.
در سلام سوم دوباره قدوم‌زن ضربه‌هاي كوتاه و مقطع بر طبلك‌ها مي‌زند و درويشان، پاي‌كوبان شروع به چرخيدن مي‌كنند. در اين سلام موسيقي تندتر شده و درويشان نيز با سرعت بيشتري مي‌چرخند. به‌تدريج موسيقي آرام شده و آيين‌خوانان سلام سوم را به پايان مي‌برند.
سلام چهارم نيز با قدوم همراه است و مطربان و آيين‌خوانان در اين سلام هم اشعاري از مولانا مي‌خوانند. آخرين آهنگ سماع كه در پايان سلام چهارم خوانده مي‌شود، «سون تقسيم» يعني «تقسيم آخر» نام دارد. پس از آن آياتي از قرآن كريم تلاوت مي‌شود.

در شب عرس كه برابر با 26 آذر يا 17 دسامبر است، اجراي سلام چهارم با اجراي آن در روزهاي قبل تفاوت دارد. يعني به جاي شعر چند دعا توسط شيخ پوست‌نشين خوانده شده و سماع به پايان مي‌رسد.

منبع اصلي : http://www.iricap.com/magentry.asp?id=5431